۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه

13 به در

هميشه روز افتضاحي بود .......
پيک نوروزي ناقص تو ابتدايي و خدا تا تست رياضي آخر کتاب مبتکران و کتاباي تکميلي و آزمون مشترک بين دو مرکز تو فروردين و اون رقيب کوفتيم که آخرشم يه بار نتونستم ازش جلو بزنم...........

13 به در هاي هميشه ي خدا باروني و ابري و سياه.........دريا سياه و طوفاني و جنگل گلي و خيس.......
بارون و بارون ......تموم نميشه اين بارون؟؟؟؟؟
دلتنگي .....سکوت ..... گاهي وقتا هم درد ...حسرت ....داغ...................................................
و از همه مهم تر و حياطي تر ......اون گه گرفتگي 6 صبح بيدار شدن.................................

ولي امسال متفاوته .....
هيچ جا ابري و افسرده نيست ......بارون و خيسي هم نيست ..........
کوه تمرين و کتاباي نخونده انبارن ......ولي
فردا ميرم يوني .........
ميفهمي ؟؟؟؟؟
آره خيلي افتضاحه ...بايد 5 صبح پاشي .ناهار سلف هم زرشک پلو با مرغه نپخته است ... شبا بايد 3 ساعت بخوابي .......هفته بعد ميانترم داري .... 3 شنبه بايد 30 تا تمرين تحويل بدي .....
ولي "ميري يوني "
نکته اش اينه !!!!


۱ نظر: